آرایشگاه کودک
بالاخره به توصیه دیگران آقای نی نی رو برداشتیم و بردیم آرایشگاه کودک.یه جای کوچولو پر از بادکنکهایی که بادشون خالی شده بود و سرسره ای که پر از موهای کوتاه شده قدیمی بود و صندلی پر موتر از سرسره با کلی اسباب بازی های زهوار در رفته ای که کل هنرشون این بود که با دست چرخشون می چرخید و البته برای آقای نی نی این چرخیدنها مثل تغییر مداوم روز و شبه واسه ما که بهش عادت داریم. بگذریم . نی نی که وارد شد اول حواسش به یه توپ که شکل بن تن داشت پرت شد و احتمالا با خودش پرسید بن تن که الان خونه بود اینجا چی کار می کنه ! یه کم که حواسش سر جاش اومد یه نگاهی به آدما و آقای آرایشگر که سعی می کرد با لبهاش شکلای مسخره در بیاره و به نظر من اصلا هم با مزه نبود (نی...
نویسنده :
we
14:05



